French, Spanish, German, Arab

Modernità, Post-modernismo? Destra, sinistra? Se non vi soddisfa l’ordine mondiale imposto dall’Occidente o anche alla radice la sua visione del mondo, queste proposte di soluzione non possono e non devono bastarvi: nascono dallo stesso ceppo. La stessa alternativa anti-capitalista proposta dal comunismo sovietico era essa stessa frutto dell’imperialismo di origine occidentale.

Partendo da queste considerazioni, la penna ispirata di Eric Walberg apre nuovi orizzonti interpretativi della Storia degli ultimi secoli, ma soprattutto degli avvenimenti in corso nell’era della crisi di leadership dell’Occidente. E lo fa riscoprendo l’Islam come elemento di rinnovamento civile e politico di fronte all’evidente decadenza di un modello, quello occidentale, ormai non più rispondente alle attese di gran parte della popolazione mondiale.

Walberg intende concentrarsi non tanto sugli aspetti prettamente religiosi dell’Islam (pur affrontati nel libro), quanto sul suo essere “sistema sociale… perché l’Islam si sforza di essere molto più di una religione, per come questa parola è intesa oggi in Occidente … è un sistema socio-economico alternativo, che si sforza di eliminare lo sfruttamento”.

Da questo punto di vista, astraendosi da teorie derivate da ideologie occidentali, l’Islam può rappresentare una valida alternativa al capitalismo e al comunismo, non ricercando un’astratta terza via (pur sempre compromesso tra concezioni della stessa derivazione), ma offrendo “una risposta universalista, che fronteggi l’imperialismo, che incorpori una spiritualità trascendente (a differenza del Confucianesimo) e con un programma politico ed economico chiaro (a differenza di Buddhismo e Induismo)”.

إمبريالية ما بعد الحداثة: الجغرافية السياسية واللعبة الكبرى - فاتحة و مقدمة

يبدو العالم لشباب اليوم كما لو كان قرية واحدة خاضعة لنظام معد سلفاً، وكأن المنطق أن يمضي التطور البشري تجاه مجتمع يتسم بالتكنولوجيا الفائقة ويخضع لاقتصاد السوق وتسيطر عليه الدولة الأكثر ثراءً ...الولايات المتحدة الأمريكية.
ولإعادة النظام للعالم يجب على الولايات المتحدة أن تتحمل عبء الإنفاق ببذخ على الوسائل الدفاعية وإلقاء القبض على الإرهابيين وإقصاء الحكام المستبدين وتحذيرالأمم الجاحدة مثل الصين وروسيا من ضرورة تعديل سياساتها حتى لا تعوق الولايات المتحدة عن مهمتها في نشر الحضارة الأمريكية دون غيرها.
أما الواقع فيخالف ذلك تماماً، فالحقيقة الوحيدة في الوصف سالف الذكر هي الهيمنة العسكرية الساحقة للولايات المتحدة على العالم حالياً، لأن الولايات المتحدة نفسها تمثل مصدراً للكثير من الإرهاب العالمي بقوات تبلغ 1.6 مليون جندي في أكثر من ألف قاعدة عسكرية حول العالم مما يعد نموذجاً صارخاً للإرهاب يتفوق بمراحل على أمثال أسامة بن لادن، وتجعل منتقدي السياسات الأمريكية خائفين على مصدر رزقهم.
بدأت أدرك حقيقة النظام العالمي مع بداية رحلتي الى إنجلترا لدراسة الاقتصاد بجامعة كامبريدج في سبتمبر 1973. حينها قررت السفر على متن السفينة عابرة المحيطات الفاخرة إس إس فرانس والتي عرضت سعراً خاصاً للطلبة هو بضع مئات من الدولارات (وعدد غير محدود من الحقائب). وعلى متن السفينة إلتقيت بعدد من الطلبة الأمريكيين المقيدين بمنحتي مارشال ورودس (أما أنا فكنت مقيداً بمنحة مكينزي كينج الأقل مكانةً) وإستنفذت كافة حيلي للاستمتاع بكل امتيازات السفر على الدرجة الممتازة، وكانت السفينة نموذجاً مصغراً للمجتمع، وكان مجتمعاً كريماً بحق أما أنا فكنت في قمة سعادتي وأردت أن أشارك الجميع بهجتي.
لكنني صدمت حيث كانت كامبريدج أيضاً نموذجاً مصغراً للمجتمع إنما مجتمع مختلف تماماً، فتعرفت في كامبريدج على العديد من الأصدقاء من أمريكا اللاتينية، وفي 11 سبتمبر من هذا العام دبرت الولايات المتحدة إنقلاباً ضد سالفادور أليندي رئيس تشيلي، وكانت هذه الأحداث بداية عهدي بالسياسة.

إمبريالية ما بعد الحداثة: الجغرافية السياسية واللعبة الكبرى - فاتحة و مقدمة

يبدو العالم لشباب اليوم كما لو كان قرية واحدة خاضعة لنظام معد سلفاً، وكأن المنطق أن يمضي التطور البشري تجاه مجتمع يتسم بالتكنولوجيا الفائقة ويخضع لاقتصاد السوق وتسيطر عليه الدولة الأكثر ثراءً ...الولايات المتحدة الأمريكية.
ولإعادة النظام للعالم يجب على الولايات المتحدة أن تتحمل عبء الإنفاق ببذخ على الوسائل الدفاعية وإلقاء القبض على الإرهابيين وإقصاء الحكام المستبدين وتحذيرالأمم الجاحدة مثل الصين وروسيا من ضرورة تعديل سياساتها حتى لا تعوق الولايات المتحدة عن مهمتها في نشر الحضارة الأمريكية دون غيرها.
أما الواقع فيخالف ذلك تماماً، فالحقيقة الوحيدة في الوصف سالف الذكر هي الهيمنة العسكرية الساحقة للولايات المتحدة على العالم حالياً، لأن الولايات المتحدة نفسها تمثل مصدراً للكثير من الإرهاب العالمي بقوات تبلغ 1.6 مليون جندي في أكثر من ألف قاعدة عسكرية حول العالم مما يعد نموذجاً صارخاً للإرهاب يتفوق بمراحل على أمثال أسامة بن لادن، وتجعل منتقدي السياسات الأمريكية خائفين على مصدر رزقهم.
بدأت أدرك حقيقة النظام العالمي مع بداية رحلتي الى إنجلترا لدراسة الاقتصاد بجامعة كامبريدج في سبتمبر 1973. حينها قررت السفر على متن السفينة عابرة المحيطات الفاخرة إس إس فرانس والتي عرضت سعراً خاصاً للطلبة هو بضع مئات من الدولارات (وعدد غير محدود من الحقائب). وعلى متن السفينة إلتقيت بعدد من الطلبة الأمريكيين المقيدين بمنحتي مارشال ورودس (أما أنا فكنت مقيداً بمنحة مكينزي كينج الأقل مكانةً) وإستنفذت كافة حيلي للاستمتاع بكل امتيازات السفر على الدرجة الممتازة، وكانت السفينة نموذجاً مصغراً للمجتمع، وكان مجتمعاً كريماً بحق أما أنا فكنت في قمة سعادتي وأردت أن أشارك الجميع بهجتي.
لكنني صدمت حيث كانت كامبريدج أيضاً نموذجاً مصغراً للمجتمع إنما مجتمع مختلف تماماً، فتعرفت في كامبريدج على العديد من الأصدقاء من أمريكا اللاتينية، وفي 11 سبتمبر من هذا العام دبرت الولايات المتحدة إنقلاباً ضد سالفادور أليندي رئيس تشيلي، وكانت هذه الأحداث بداية عهدي بالسياسة.

میز غرب آسیا LHVnews؛ "اریک والبرگ" مدت ها در شوروي سابق، روسيه و ازبكستان زندگي كرده و در كارنامه خود عنوان مشاور سازمان ملل، نويسنده، مترجم و خبرنگار را دارد. وي مفسر روزنامه الاهرام، شبكه تلويزيوني الجزيره، گلوبال ريسرچ و تركيش ويكلي است. مقالات او به زبان هایروسی، آلمانی، اسپانیایی و عربی ترجمه شده است. والبرگ، کتاب ‌"جغرافياي سياسي امپرياليسم پست مدرن و بازي‌هاي بزرگ" (۲۰۱۱) را نوشت.

آن چه می خوانید متن کامل مصاحبه با دکتر اریک والبرگ بوده که با خبرگزاری ال اچ وی نیوز، انجام داده است.

LHVnews؛ برکناری "محمد مرسی"، حامیان وی را خشمگین کرد و شکاف عمیقی را میان افراد جامعه به وجود آورد. در هفته های اخیر، صدها تن کشته و هزاران نفر زخمی شده اند. مصر چگونه به وضعیت کنونی رسیده است؟ چرا مرسی را از قدرت کنار گذاشتند؟

دکتر والبرگ: انقلاب 25 ژانویه سال 2011، یک تغییر ناگهانی خودجوش از جانب مسلمانان مذهبی، منجر به سقوط دولت به ظاهر رسوخ ناپذیر "حسنی مبارک" شد. این قیام نقطه آغاز کودتایی "مدرن" بود که به واسطه آن، ژنرال های ظالم را از قدرت برکنار کردند.

این کار در نهایت راه را برای مصر باز ساخت تا به عنوان یک جامعه اسلامی و مذهبی، به دنبال سرنوشت خود باشد. این واقعیت یک سال بعد از انقلاب و زمانی که اسلام گرایان با رهبری اخوان المسلمین و حزب عدالت و آزادی خواه آن، 3.2 کرسی های مجلس را در دموکراتیک ترین انتخابات تاریخ معاصر خود کسب کردند، تثبیت و تصدیق شد.

پیش از انتخابات ریاست جمهوری در سال 2012، "مارشال محمد طنطاوی" که زمینه بالفعل ریاست جمهوری را داشت، مجلس اسلام گرای تازه تاسیس را منحل کرد . همچنین مرسی رئیس جمهور اسلام گرا را، از بیشتر اختیاراتش محروم نمود. سپس نیروی ارتش توانست از صحنه خارج شود؛ در حالی که طنطاوی همچنان در سمت وزارت دفاع باقی ماند. مرسی مطمئن بود شکست می خورد، بنابراین اسلام گرایان از اعتبار ساقط شدند و راه برای بازگشت به "وضعیت عادی پیش از انقلاب" مهیا شد.

برای شروع گفت و گو مایلم بدانم عقیده کلی تان درباره جمهوری اسلامی ایران چیست.
ایران به عنوان کشوری که یک انقلابِ به معنی واقعی کلمه «اسلامی» را تجریه کرده، از جایگاه خاصی در جهان برخوردار است؛ انقلابی که غربیها در پشت صحنه اش نقشی نداشتند. انقلاب سال ۱۹۷۹ ایران در دوره تاریخیِ خطیر، پیچیده و غم انگیز اتفاق افتاد. در این دوره، غربیها برای مبارزه با شوروی، افغانستان را به ورطه جنگ داخلی کشاندند؛ اقدامی که توسط امریکا_ که همانطور که امام خمینی فرموده،«شیطان بزرگ» است و دشمن شماره یک اسلام_ و عربستان سعودی انجام شد و از دل آن القاعده زاده شد. افغانستان در آن زمان به جهنم سقوط کرد و همانجا ماند، اما ایران اسلامی باقی ماند. البته ایران در این مدت از اشغالگری عراق و خرابکاری های غربی ها و تحریمهای اقتصادی رنج برده، اما تدابیر آیت الله خمینی، باعث شد ایران ثباتش را حفظ کند و دهه پرتلاطم ۱۹۸۰ را به سلامت پشت سر بگذارد. در طول این سالها احترام زیادی نسبت به ایران در دل من شکل گرفته. بذر اتحاد اسلامی و مبارزات ضد امپریالیستی در ایران بارور شده و به نقاط دیگر ریشه دوانیده و همچنان با قدرت در حال ثمره دادن است. به نظر من، نسخه دموکراسی اسلامیِ ایرانی، که در طی این سالها در این نزج گرفته، کارآمدی بسیاری برای ایران دارد. البته، ایران برای رسیده به شکوفایی اقتصادی، ناگزیر است از سوی غربیها مقبول واقع شود.

ظاهرا این مقبول واقع شدن در گرو حل شدن مسئله هسته ای ایران است. آیا اصولا به نظر شما این برنامه، آن طور که غربی ها می گویند، یک تهدید برای غرب محسوب می شود؟
برنامه هسته ای ایران یک مسئله بی اهمیت است و غربیها با استفاده از آن، مردمشان را از تهدید واقعی که از سوی ایران متوجه دولتهای غربی است منحرف می کنند. تحریمهای وضع شده بر ضد ایران واقعا بی دلیل است. آنها می دانند که ایران، که یکی از اعضای IAEA است، قصد ساختن بمب ندارد و صاحبنظران غربی هم این را تایید کرده اند. چیزی که واقعا از سوی ایران غرب را تهدید می کند، نقشی است که این کشور در تحولات منطقه ایفا می کند. برای مثال، نقشی که ایران در ایجاد «بیداری اسلامی» در خاورمیانه داشت. همچنین، ایران این جرات را داشته که سلطه «دلار» امریکا بر بازارهای جهانی را نقض کند و از سال ۲۰۰۸ و از هنگام تاسیس بورس نفتی اش، تلاش کرده معاملات نفتی اش را با واحدهای پولی غیر از دلار انجام دهد. عراق در سال ۲۰۰۰ این کار را کرد و امریکا، در واکنش، این کشور را اشغال کرد. تحریمهایی که هم اکنون بر ضد ایران اجرا می شود هدفی ندارد جز مجبور کردن ایران به اطاعت از روند جهانی و استفاده از دلار به عنوان ارز اصلی برای معاملات. علاوه بر این، غربیها از اعتبار و شخصیتی که ایران در جهان اسلام، بخصوص در عراق دارد، ناراحتند و تلاش می کنند با تضعیف ایران، این جایگاه را متزلزل و مخدوش کنند. امریکا بی آنکه بخواهد باعث ایجاد اتحاد بین ایران و عراق شد. حملات تروریستی و آشوبهایی که هم اکنون در عراق در جریان است زیر سر عوامل امریکایی-اسراییلی است و هدفی جز بر هم زدن این اتحاد ندارد. روی هم رفته، برنامه هسته ای ایران، صرفا یک بهانه برای فشار آوردن به این کشور است؛ فشاری که عللش را باید در چیزهایی غیر از برنامه هسته ای جستجو کرد.

Receive email notifications when new articles by Eric Walberg are posted.

Please enable the javascript to submit this form

Connect with Eric Walberg



Eric's latest book The Canada Israel Nexus is available here http://www.claritypress.com/WalbergIV.html

'Connect with Eric on Facebook or Twitter'

Canadian Eric Walberg is known worldwide as a journalist specializing in the Middle East, Central Asia and Russia. A graduate of University of Toronto and Cambridge in economics, he has been writing on East-West relations since the 1980s.

He has lived in both the Soviet Union and Russia, and then Uzbekistan, as a UN adviser, writer, translator and lecturer. Presently a writer for the foremost Cairo newspaper, Al Ahram, he is also a regular contributor to Counterpunch, Dissident Voice, Global Research, Al-Jazeerah and Turkish Weekly, and is a commentator on Voice of the Cape radio.

Purchase Eric Walberg's Books



Eric's latest book The Canada Israel Nexus is available here http://www.claritypress.com/WalbergIV.html